أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
217
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
قدوم شاهى بر طارم چهارم مباهى گشت ، اواخر تيرماه بود و هوا را برودت همراه ، رأى باتمكين به تهيّهء اسباب قشلاق فرمان داد و رحل اقامت را آنجا در مكمن استقامت نهاد و امراى عظام در ترتيب مهام قشلاق داد سرانجام دادند و بار تردّد از ناقهء مسافرت گشادند . شب و روز زمستان به عشرت و كامرانى مشغول بودند و هر روز بر عيش گذشته اسباب حضور و سرور مىافزودند . پيوسته اقداح راح ريحانى كه مروّح ارواح انسانى است ، در اداره بود و سپهر بخارى از نيران آتش كامگيرى و كامكارى با كثرت شرارهء پرستارهء ، خوبان جوزاشمايل به شرب مدام مايل ، و محبوبان فرخندهخصايل در جلوهء ناز بىپرده و حايل ، چهرهء مهوشان چراغافروز شبستان كامرانى و زلال وصالشان فيضبخش بوستان زندگانى ، بزم گردونزينت دريانوال از مرغ و ماهى مالامال و مجلس فردوسطينت جنّتمثال مملوّ از محصول امانى و آمال . مثنوى حريم قم به عيش و كامرانى * مثل شد چون بهشت جاودانى ز شهرش ديدهء آمال روشن * ز بهرش روضهء اقبال گلشن حريمش آمد از جنّت نشانه * مقيمش در بهشت جاودانه [ 275 ] درونش گلشن از نازكنهالان * برونش روشن از مشكينغزالان به بزم شاه خوبان دلافروز * بسان مهر بزمآراى هر روز بتان سيمساق سادهغبغب * چو مه طالع ز برج حسن هر شب و چون فصل شتا به آخر كشيد « 1 » و دور بديع ربيع دررسيد ، از جانب رى اخبار وقايع ناپسنديده به تواتر پيوست . حاصلش آنكه ، الياس بيك ايغود اوغلى كه برطبق فرمان قضا مدار به حدود رستمدار شتافته بود ، چنانچه قبل از اين شمّهاى از آن سمت شرح و
--> ( 1 ) . تاريخ ايلچى نظامشاه ، ص 24 : « در اواخر زمستان سنهء تسع و تسعمائه ( 909 ) در ماه رمضان از قشلاق قم با سپاه آراسته بيرون فرموده چند روزى در رى نزول اجلال نمود » .